کیفری اطلاعات بیشتر

سرقت

بیشتر سئوالاتی که برای مردم درخصوص جرم سرقت بوجود می آید و دلیل منابع فقهی و قانون مجازات مبنی بر قطع عضو در مرتکبین سرقت چه بوده است .
وکلای مجرب وکیلیو با ارائه مشاوره های قانونی رایگان آماده پاسخگویی به این سئوالات شما هستند .
همان طوری در منابع فقهی آمده است که وقوع جرم سرقت مطابق کلیه جرایم دیگر برگرفته از انگیزه اولیه در ازتکاب فعل مجرمانه است ولی در انواع سرقت ، شرایط خاص خودش را دارد . در اینجا
نکات کاربردى قواعد فقه را بصورت مختصر و آگاهانه برای شما در این سایت بازگو می گردد :
قاعده حرز در سرقت مستوجب حد :
کلیات از شروطی که برای قطع ید سارق متذکر شده‌اند، محرز بودن، مال مسروقه است. به عبارت دیگر، در سرقت حد قطع دست اجرا نمی شود، مگر اینکه مال مسروقه از حرز خارج شده‌ باشد. از این رو قاعده‌ی “لا قطع الا فی حرز”، یک قاعده‌ی کلی در اجرای حد سرقت محسوب می‌شود.
تعریف حرز :
واژه‌ی حرز، در لغت به معنای طلسم،پناه و ستر می‌باشد. تعریف فقهی و اصطلاحی حرز نیز از معنای لغوی او دور نیست به هر حال تعریف حقوقی و فقهی است که جزئیات این مفهوم و عناصر آن را روشن می‌نماید. تعریف فقهی حرز را نیز فقها این چنین بیان کرده‌؛ حرز مکانی است که از چشم اشخاص مخفی می‌باشد. همچنین دو مستند از امام صادق(ع) و شیخ طوسی نیز درباره‌ی تعریف فقهی حرز وجود دارد.
مصادیق مشتبه از حرز عبارتند از :
١- سرقت از جیب (جیب بری):
مشهور فقها براین نظرند که اگر سرقت از جیب رویین باشد، دست قطع نمی‌شود و اگر سرقت از جیب زیرین باشد، دست قطع می‌شود. همچنین روایات وارده در این موضوع ٣ دسته‌اند:
الف – مطلقا سرقت از جیب را موجب قطع می‌داند.
ب- به طور مطلق نظر به عدم قطع دارد.
ج- قائل به تفصیل شده اند.
٢- سرقت ثمره (میوه):
در این مورد، سه فرض قابل تصور است : الف- میوه ها از درخت چیده شده و در حرز قرار گرفته باشد که در این فرض بدون تردید قطع اجرا خواهد شد. زیرا حرز صدق می‌کند.
ب- میوه ها روی درخت بوده و درخت در باغ غیر محصور باشد که در این فرض حرز نیست، از این رو بی گمان قطع اجرا نخواهد شد.
ج- میوه ها روی درخت بوده و درخت در باغ محصور باشد که در مورد این فرض بحث و مناقشه است.
٣- سرقت اجیر:
مطابق قاعده آنچه در اختیار فرد است، نسبت به او حرز ندارد. از این رو اگر در این مورد روایت نباشد، سرقت از مال مستاجر مستوجب قطع ید نیست و از مصادیق خیانت در امانت است.
۴- سرقت زوج و زوجه از یکدیگر:
روایاتی بر این موضوع وارد شده و به آن حکم خاص بخشیده است، فقها در مورد سرقت از مال زوج گفته‌اند؛ اگر زوجه از مال زوج به اندازه نفقه‌اش بردارد، سرقت نیست و اگرچه حرز شکسته باشد، حد نمی‌خورد.

طبق ماده ۲۶۷ قانون مجازات اسلامی ، سرقت عبارت است از ربودن مال متعلق به غیراست. ربودن به معنای دست-‌درازی بر مال و منتقل کردن آن از جایی به جای دیگر می‌باشد. بنابراین سرقت فقط بر اموال منقول صدق می¬‌کند. چیزی که ربوده می¬‌شود باید مال باشد. مال یعنی هر چیزی که ارزش اقتصادی داشته باشد و عرفاً و شرعاٌ قابل نقل و انتقال باشد.
تحقق جرم سرقت منوط به این است که مال ربوده ‌شده متعلق به دیگری باشد و تصاحب مال بدون صاحب، سرقت محسوب نمی¬‌شود.
* اقسام سرقت :
سرقت در دسته‌ بندی اولیه به سرقت حدی و سرقت تعزیری تقسیم¬‌بندی می¬‌شود. سرقت حدی نوعی از سرقت است که تحقق آن منوط به چهارده شرط مندرج در ماده ۲۶۸ قانون مجازات اسلامی است. در‌صورتی‌ که حتی یکی از شرایط چهارده‌گانه سرقت حدی وجود نداشته باشد، سرقت از نوع غیرحدّی یعنی سرقت تعزیری خواهد بود.
سرقت تعزیری خود اقسام مختلفی دارد که بسته به نحوه‌ی ارتکاب جرم، مجازات آن نیز تفاوت می‌کند.
درخصوص بررسی چند نوع سرقت تعزیری و شرایط آنها در مواد 651 ، 652 و 654 از قانون مجازات اسلامی قید شده است.

سئوالات تخصصی خود را در خصوص جرایم سرقت از وکلای مجرب وکیلیو بپرسید .
وکالتی مطمئن در جهت نیل به احقاق حقانیت شما
امر وکالت با دانش وکلای برگزیده وکیلیو شما را در رسیدن به اهداف حقوقی پایدار می کند

نکات جرم سرقت مقرون به آزار:
تهدید نیز از لحاظ ذاتی از جرایم آزار محسوب می شود. تهدید و آزار باید بر شخصی باشد که تاثیر منفی بر صاحب مال بگذارد. هرگاه سارق متعدد باشد و تنها یکی از آنها اقدام به تهدید یا آزار کند، تمامی سارقان مشمول سرقت مشدد می شوند.
آزار باید مقارن سرقت باشد نه بعد ازاتمام عمل یا قبل آن. اگر سارق در مقام دفاع مشروع اقدام به ضرب یا جرح مالک کند، سرقت مشدد نیست.
نکته:در جرم کیف زنی اگر شخصی که ترک موتور نشسته، کیف را بزند، سرقت به راننده و او منتسب است و مصداق مشارکت است. اما اگر راننده کیف را بقاپد، آنکه ترک موتور نشسته. معاون است.

اینک در پاسخگویی به سئوالات و خواسته های مراجعین و موکلین عزمی راسخ از سوی وکلای مجرب وکیلیو خواهید دید .

قتل

آیا تاکنون مشکلات کیفری خود را با وکیل حاذق در میان گذاشته و راهنمایی مفیدی گرفته اید ؟

شما جهت روشن شدن برخی از مطالب حقوقی ، می بایست با وکیل مجرب در ارتباط باشید تا از تضییع حقوق شما جلوگیری شود .

در قانون مجازات اسلامی مصوب 1392 در ماده 289 اشاره به تقسیم انواع قتل نموده است که بدین صورت می باشد جنایت برنفس ، عضو و منفعت را بر سه قسم عمدی ، شبه عمد و خطای محض عنوان داشته است و در ماده 290 از همین قانون جنایت در موارد ذیل را عمدی قلمداد کرده و بصورت شفاف توضیح داده است :

الف – هرگاه مرتکب با انجام کاری قصد ایراد جنایت بر فرد یا افرادی معین یا فرد یا افرادی غیرمعین از یک جمع را داشته باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود ، خواه کار ارتکابی نوعا موجب وقوع آن جنایت یا نظیر آن بشود ، خواه نشود . بنابراین به صورت مختصر می توان گفت : قصد فعل + قصد نتیجه = عمد

ب – هرگاه مرتکب ، عمداً کاری انجام دهد که نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن ، می گردد ، هرچند قصد ارتکاب آن جنایت و نظیر آن را نداشته باشد ولی آگاه و متوجه بوده که آن کار نوعاً موجب آن جنایت یا نظیر آن شود . پس بطور اختصار بدین صورت می باشد : قصد فعل + عدم قصد نتیجه + عمل نوعا کشنده است. = عمد

پ – هرگاه مرتکب قصد ارتکاب جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته و کاری را هم انجام داده است ، نسبت به افراد متعارف نوعاً موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن ، نمی شود . لکن در خصوص مجنی علیه ، به علت بیماری ، ضعف ، پیری یا هر وضعیت دیگر و یا به علت وضعیت خاص مکانی یا زمانی نوعا ً موجب آن جنایت یا نظیر آن می شود مشروط بر آن که مرتکب به وضعیت نامتعارف مجنی علیه یا وضعیت خاص مکانی یا زمانی آگاه و متوجه باشد . یعنی بطور مختصر می گوئیم : قصد فعل + عدم قصد نتیجه + عمل نوعا کشنده نیست. + مجنی علیه ویژگی خاص دارد. = عمد

ت- هرگاه مرتکب قصد ایراد جنایت واقع شده یا نظیر آن را داشته باشد ، بدون آنکه فرد یا جمع معینی مقصود وی باشد و در عمل نیز جنایت مقصود یا نظیر آن واقع شود ، مانند اینکه در اماکن عمومی بمب گذاری کند . بدین صورت می باشد : قصد فعل + قصد نتیجه + مشخص نبودن فرد = عمد

درخصوص بند ب در همین ماده قانونی تبصره ای اعلام داشته که : عدم آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات گردد و در صورت عدم اثبات ، جنایت عمدی است مگر جنایت واقع شده فقط بعه علت حساسیت ریاد موضع آسیب واقع شده باشد و حساسیت زیاد موضع آسیب نیز غالباً شناخته شده نباشد که در این صورت آگاهی و توجه مرتکب باید اثبات شود و در صورت عدم اثبات ، جنایت عمدی ثابت نمی شود . پس اصل، بر آگاهی است .

در مورد بند پ از این ماده قانونی باید آگاهی و توجه مرتکب به این که نوعا نسبت به مجنی علیه موجب جنایت واقع شده یا نظیر آن می شود ثابت گردد و در صورت عدم اثبات ، جنایت عمدی ثابت نمی شود . یعنی اصل، بر عدم آگاهی است .

ماده 291 قانون مجازات نیز در سه مورد قتل را شبه عمد محسوب داشته است :

(قصد فعل + عمل مشمول جنایات عمدی نیست. = شبه عمد)

الف – هرگاه مرتکب نسبت به مجنی علیه قصد رفتاری را داشته لکن فصد جنایت واقع شده یا نظیر آن را نداشته باشد و از مواردی که مشمول تعریف جنایات عمدی می گردد ، نباشد . یعنی = علم و آگاهی به نوع عمل نسبت به وضعیت فرد و نوعا کشنده نیست.

ب – هرگاه مرتکب ، جهل به موضوع داشته باشد مانند آنکه جنایتی را با اعتقاد به اینکه موضوع رفتار وی شی یا حیوان و یا افراد مشمول ماده 302 همین قانون است به مجنی علیه وارد کند ، سپس خلاف آن معلوم گردد . پس این امر = علم و آگاهی به ویژگی خاص مجنی علیه و عدم قصد نتیجه

پ – هرگاه جنایت به سبب تقصیر مرتکب واقع شود ، مشروط براینکه جنایت واقع شده یا نظیر آن مشمول تعریف جنایت عمدی نباشد . یعنی = عدم قصد فعل + خطا یا تقصیر جزایی = شبه عمد

لازم است بدانیم که سوء نیت خاص مجرم و عمد او در جهت تحقق عمدی بودن جنایت کافی است .

حالت سوم قتل خطای محض بوده که به مواردی در ماده 292 قانون مجازات اسلامی به آن اشاره کرده است اعم از خواب و بیهوشی و مانند آنها و یا صغیر و مجنون بودن مرتکب جرم و در نهایت قصد مرتکب از جنایت موضوع دیگری همچون شکار بوده که تیری رها کند و به فردی برخورد نماید . در نتیجه می توان گفت : نه قصد فعل + نه قصد نتیجه + تقصیر خطایی وجود ندارد= خطای محض

پس برای مشاوره حقوقی مناسب و استفاده از تجارب وکلای ما ، بهتر است قبل از تماس سئوالات لازمه را تهیه کرده تا بصورت دقیق بازگو کرده و راهنمایی آگاهانه و خدمات وکالتی شایسته از وکلای وکیلیو اخذ نمائید .

قتل شبه عمد :

⁣مطابق ماده 291 قتل شبه عمد دارای سه حالت است:

۱. مرتکب قصد رفتاری را نسبت به مجنی علیه داشته ولی قصد جنایت واقع شده را نداشته باشد . این حالت مصداق معروف و بارز قتل غیرعمدی را بیان می کند. در جرایم عمدی رفتار مجرمانه باید منتهی به نتیجه (قتل) شود و مرتکب علاوه بر قصد رفتار مجرمانه، قصد حصول نتیجه (قاتل) را هم داشته باشد ولی اگر فقط قصد رفتار مجرمانه وجود داشته باشد، قتل غیرعمدی به حساب می آید .

۲. مرتکب نسبت به مقتول قصد کشتن او را داشته و نه رفتارش عرفاً کشنده بوده ولی نسبت به موضوع جهل داشته است. به عنوان مثال شخص الف قصد داشته رفتاری نسبت به حیوان یا شی انجام دهد بعداً خلاف آن معلوم می شود که اشتباه کرده و موضوع در حقیقت انسان بوده نه شی یا حیوان. مثل اینکه شکارچی به گمان اینکه سیاهی از دور، حیوان است به سوی آن شلیک کند اما معلوم شود که انسان است.

۳. شخص مرتکب تقصیر می شود و این تقصیر ممکن است در اثر بی احتیاطی- بی مبالاتی و عدم رعایت مقررات و عدم داشتن مهارت باشد ودراینجا شخص مرتکب نه قصد کشته را دارد و نه رفتارش عرفاً کشنده است. به عنوان مثال تصادفات رانندگی.

مجازات جرم قتل شبه عمد: بدلیل عمدی نبودن مجازات قصاص منتفی می شود مجازات قتل شبه عمد پرداخت دیه توسط خود مرتکب است علاوه بر پرداخت دیه مجازات حبس (در تصادفات رانندگی) محکوم می گردد .

_ چرا در رانندگی قتل عمد نداریم ?

قتل ناشی از رانندگی (حتی با فرض مقصر بودن راننده در رعایت نکردن موارد قانونی نظیر رعایت سرعت مجاز )قتل عمد محسوب نمی شود و قصاص ندارد .

زیرا تصادف, منظور و مقصود مرتکب نبوده است و در اینجا گفته می شود که نتیجه غیر عمدی بر عمل عمدی مترتب میشود و قتل اتفاق افتاده از این بی دقتی شبه عمد محسوب می شود .

فراد زیر اگر به قتل برسند،قاتل قصاص نمیشود:

۱- مقتول به وسیله یک شخص غیربالغ یا دیوانه به قتل برسد.

۲- مقتول،مجنون یا دیوانه باشد.

۳- مقتول،غیر مسلمان و قاتل مسلمان باشد.

۴- مقتول،فرزند یا نوه قاتل باشد.

توجه: اگر مادر فرزند خود را به قتل برساند قصاص می شود.

مواردی از قتل عمدی که قاتل قصاص نمی شود را میتوان به ۳ دسته تقسیم کرد:

الف – قتل هایی که مشمول علل موجهه هستند.

ب)قتل هایی که در آنها موارد سقوط قصاص وجوددارد.

ج)قتل های عمدکه موجب قصاص نیست.

قتل هایی که مشمول علل موجهه هستند:

۱- قتل عمدی شخص مهدور الدّم .

۲ – قتل عمدی که در مقام دفاع مشروع ارتکاب می یابد.

۳- قتل عمدی مرد اجنبی که با همسر فردی در حال زنا باشند.

۴- قتل عمدی در اجرای امر آمر قانونی .

موارد سقوط قصاص :

۱- گذشت ولی

۲- مطالبه دیه

۳- فوت قاتل

۴- فرارقاتل

۵-عفو حاکم

۶- تعارض دو شهادت

مواردی که قتل عمدی محقق شده ولی موجب قصاص نفس نیست:

۱- قاتل پدر یا جدّ پدری مقتول باشد.

۲- قاتل دیوانه یا نابالغ باشد .

۳- مقتول دیوانه باشد .

۴- قاتل مست بوده و بکلی مسلوب الاختیار شده و قبلاً برای چنین کاری خود را مست نکرده باشد.

۵- هر گاه کسی در حال خواب یا بیهوشی شخصی را بکشد قصاص نمیشود فقط به دیه قتل به ورثه مقتول محکوم می شود.

۶- قاتل به اعتقاد مهدورالدم بودن یا استحقاق قصاص عمداً دیگری را کشته باشد.

⁣قتل فرزند توسط پدرطبق قانون مجازات اسلامی مصوب 92 ، ماده 301 مقر داشته : قصاص در صورتی ثابت می شود که مرتکب ، پدر یا از اجداد پدری مجنی علیه نباشد. این ماده مطابق نظر فقهایی تنظیم شده که مانعیت قصاص را منحصر به موردی می دانند که قاتل ، پدر یا جد پدری مقتول باشد. ماده 309 این قانون هم اثبات رابطه ابوت را شرط عدم اجرای قصاص دانسته و مقرر نموده است : « این ادعاء که مرتکب ، پدر یا یکی از اجداد پدری مجنی علیه است ، باید در دادگاه ثابت شود و در صورت عدم اثبات ، حق قصاص ، حسب مورد با سوگند ولی دم یا مجنی علیه یا ولی او ثابت می شود».

بدیهی است مقصود از پدر یا اجداد پدری ، رابطه قانونی است نه عرفی ، به عبارت دیگر گاه صرفا به پدر خوانده ، پدر اطلاق می گردد و یا فرزند خوانده گاه عنوان فرزند به خود می گیرد. در این صورت چون مرتکب مدعی بودن پدر یا اجداد پدری است این ادعا را اثبات کند و در صورت عدم اثبات ، بر اساس « البینه علی المدعی و الیمین علی من انکر » مجنی علیه یا ولی دم او می توانند با سوگند، مدعی را قصاص نمایند؛ چون در این گونه موارد ، اصل بر نبودن رابطه پدر فرزندی است و در این حالت شک ، استصحاب عدم ، جاری می گردد و حکم قصاص در صورت وجود سایر شرایط لازم الاجرا می گردد.

جعل

با توجه انگیزه های مجرمانه برخی افراد سود جو برای سوء استفاده از حسن نیت دیگران ، در جامعه کنونی رخداد مجرمانه ای که برای تحصیل مال و یا ضرر زدن به شخص دیگری اتفاق می افتد و شما با توجه به پیچیدگی در اثبات این گونه جرایم و یا دفاع از حقوق خویش ، با حضور در کنار وکیل مجرب کیفری می توانید نتیجه مثبت لازم حقوق خود را مطالبه نمایید .

تعریف جعل در لغت به معنای «برگردانیدن و تقلب کردن» آمده است. در تعریف جرم جعل می توان گفت که عبارت است از: ساختن یا تغییر آگاهانه نوشته یا سند، ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی، خراشیدن، تراشیدن، قلم بردن، الحاق، محو، اثبات، سیاه کردن یا دست بردن بدون اجازه صاحب آن به قصد جازدن آنها به عنوان اصل برای استفاده خود یا دیگری و به ضرر غیر.

جرم جعل در یک تعریف ساده دیگر به مفهوم ساختن یا تغییر دادن نوشته یا مهر یا سند و … به ضرر دیگری، به‌گونه‌ای است که به‌ جای نمونه اصلی آن جلوه داده شود . در مباحث حقوقی، جرم جعل در ذیل عنوان جرایم علیه آسایش عمومی آورده می‌شود چرا که جعل، امر غیرواقعی را واقعی جلوه می‌دهد و به همین جهت باعث از بین رفتن اعتماد مردم به یکدیگر و خدشه در آسایش عمومی می‌شود.

نمونه جرایم جعل مانند : ساختن یا تغییر دادن سند و نوشته ، ساختن و تغییر دادن مهر و تمبر، امضا به‌جای دیگری بر روی یک نوشته ، تغییر دادن تاریخ یا محتوای درون یک سند ، ایجاد علامت‌هایی همچون علامت های سازمانهای استاندارد و بهداشت روی کالا‌ها به‌ منظور تقلب و… از جمله مصادیق جعل هستند که در قانون جرم دانسته شده و دارای مجازات خاصی هستند.

جرم جعل و استفاده از سند مجعول معمولاً با هم اتفاق می افتد و به عبارت دیگر جعل مقدمه ای برای استفاده از سند مجعول . لذا این دو جرم در اکثر موارد همراه با یکدیگر صورت می گیرد. مگر در مواردی همچون جعل اسکناس و قلب سکه که بصورت استثناء هر یک به صورت مستقل و بدون استفاده قراردادن قابل تعقیب و مجازات می باشد .

ساختن نوشته یا سند عبارت است از نوشته ای که در مقام اقامه دعوی یا دفاع از آن قابلیت استناد دارد. البته باید توجه داشت برای اینکه نوشته ای سند محسوب شود نیازی نیست تا از آن نوشته در دادگاه استفاده گردد، بلکه باید آن نوشته قابلیت استناد داشته باشد. برای مثال شخصی به دیگری مبلغی وجه دستی می دهد و در مقابل از او رسید دریافت می کند. این نوشته اگر به امضای طرف باشد، قابلیت استناد دارد و سند محسوب می شود. هر چند بین این دو نفر اختلافی حاصل نشود و با مراجعه به دادگاه نیازی نباشد و این رسید صرفاً برای یادآوری اخذ شده باشد .

در موارد جعل اسناد، جاعل مبادرت به ساختن یک نوشته یا سند اعم از رسمی یا عادی می کند . مثلاً به ساختن یک شناسنامه، گواهی نامه، گذرنامه، دانشنامه، اجاره نامه، وصیت نامه، قولنامه، و مانند اینها دست می زند.

  • ساختن مهر یا امضای اشخاص رسمی یا غیررسمی : با توجه به روش های گوناگونی که افراد در بدست گرفتن قلم دارند، هر شخص در قسمت های خاصی از حروف و کلمات به قلم فشار می آورد و برعکس، در قسمت های دیگر با ملایمت قلم را بر روی کاغذ حرکت می دهد. استفاده از قلم نزد افراد، مختلف است. بنابراین هر چقدر هم که جاعل حرفه ای باشد، معمولاً در تیرگی و روشنی بخش های مختلف کلمات، بریدگی ها، انحراف ها، نقطه های آغاز و پایان کلمات و … و به طور کلی بین امضاء و نوشته فرد جاعل با امضا و نوشته واقعی تفاوت وجود دارد که این امر توسط کارشناس مسلط تشخیص داده می شود .

پیشرفت های علمی نیز باعث شده که امروزه با استفاده از علوم و تکنیک های پیچیده و به خدمت گرفتن رایانه، تشخیص و تمییز امضاء و نوشته مجعول (نوشته جعلی)؛ نوشته واقعی آسان شده است .

  • خراشیدن یا تراشیدن :  این عمل معمولاً با وسایلی مثل تیغ، چاقو و نظایر آنها صورت می گیرد. یعنی جاعل حروفی را با کمک این وسایل از روی نوشته یا سند محو می کند . در عمل خراشیدن، جاعل بخشی از یک کلمه را محو می کند . مثلاً با حذف حرف (ن) کلمه نبود را تبدیل به بود می کند ولی در عمل تراشیدن جاعل کل کلمه را محو می کند مثلاً نام یکی از خریداران را از سند بیع یا قولنامه محو می نماید.
  • قلم بردن: در قلم بردن لازم نیست حرف یا کلمه ای به سند اضافه شود بلکه امکان دارد جاعل با استفاده از قلم قسمت هایی از سند یا نوشته را ناخوانا کند یا بر روی آن خط بکشد.
  • الحاق: در این مورد چیزی به سند اضافه می شود مثلاً رقمی در قابل چک گذاشته شده یا با افزودن یک حرف به یک کلمه، آن را به کلمه دیگری تبدیل می کنند برای مثال با افزودن (ی) به کلمه (حسن) آن را به (حسین) تبدیل می نمایند.
  • محو یا اثبات یا سیاه کردن : مقصود از “محو کردن”، پاک کردن بخش هایی از یک نوشته با وسایلی مثل مداد پاک کن، لاک غلط گیر یا سایر مواد شیمیایی است. منظور از اثبات، خارج کردن سند از بطلان است مثل اینکه مهر باطل شد را از روی قبض پرداخت وجه پاک کنند. مقصود از سیاه کردن سند ناخوانا کردن آن با استفاده از جوهر یا موادی مانند آن است.
  • دست بردن درتاریخ سند : مقصود آن است که جاعل پس ازتنظیم سند، تاریخ مندرج در آن را جلو یا عقب بیندازد.
  • الصاق نوشته ای به نوشته دیگر : در اینجا جاعل بخش هایی از یک نوشته را به بخش هایی از نوشته دیگر پیوند داده و منضم می کند به نحوی که حالتی بوجود می آید که خواننده آن را نوشته ای واحد تصور می کند. برای مثال امضایی از یک نوشته را به متن یک پیش نویس که امضا نشده ضمیمه کرده و می چسباند .
  • به کار بردن مهر دیگری بدون اجازه صاحب آن : در این حالت جاعل مهر فرد دیگری (مثل مهر یک شرکت، اداره یا یک فرد عادی) را بدون اجازه صاحب آن مورد استفاده قرار می دهد و آن را در ذیل یک نوشته یا سند بکار می برد. بنابراین با توجه به مراتب فوق و تنوع در جرم جعل و نحوه های اجرای این جرم ، در صورت بروز هرگونه ابهامی و یا برای رفع مشکلات از این شکل با وکلای حاذق و با تجربه وکیل یو تماس بگیرید .

کلاهبرداری

یکی از جرایم شاخص در جامعه کنونی و سواستفاده از حسن نیت مردم و اعتماد آنها ، ارتکاب فعل مجرمانه کلاهبرداری است . چرا که شخص کلاهبردار درصدد تحصیل مال مردم از طریق نیرنگ و فریب بوده و با استفاده از عناوین و عملیات متقلبانه ، مال مردم را بدست بیاورند و این جرم از نوع جرایم مرکب می باشد و تحقق آن با تحصیل مال دیگری است . لذا ابتدا به تعریف این جرم پرداخته و شما را با انواع جرایم کلاهبرداری از طریق فضای مجازی و رایانه آشنا خواهیم کرد .

تعریف کلاهبرداری: طبق ماده ۱ قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری، هر کسی از راه حیله و تقلب مردم را به وجود شرکت‌ها، تجارتخانه‌ها، کار‌خانه‌ها، مؤسسات موهوم یا به داشتن اموال و اختیارات واهی فریب دهد و به امور غیر‌ واقع امید‌وار نماید یا از حوادث و پیش‌‌آمد‌های غیر‌ واقع بتر‌ساند و یا اسم یا عنوان مجعول اختیار کند و به یکی از وسایل مذکور یا وسایل تقلبی دیگر وجوه، اموال، اسناد، حواله‌جات، قبوض، مفاصا حساب و امثال آنها تحصیل کرده و از این راه مال دیگری را ببرد، کلاهبر‌دار محسوب و علاوه بر رد اصل مال به صاحبش، به حبس از یک تا هفت سال و پر‌داخت جزای نقدی معادل مالی که اخذ کرده است، محکوم می‌شود . بنابراین در جرم کلاهبرداری در مرحله شکایت از فردی که مال کسی را برده است تحت عنوان کلاهبردار ، افراد باید بدانند مدیون بودن فردی به فرد دیگر، بدون توسل به وسایل متقلبانه برای گرفتن پول از او، کلاهبرداری محسوب نمی‌شود و خودداری فردی که مالی را به او امانت داده‌اند تا نگهدارد و او از پس دادن امتناع می‌کند، کلاهبرداری به حساب نمی‌آید؛ بلکه خیانت در امانت است و بالاخره بردن مال غیر بدون اینکه فرد متوجه شود و به صورت مخفیانه سرقت (و نه کلاهبرداری) محسوب می‌شود .

مجازات کلاهبرداری از یک تا هفت سال حبس است و فرد مجرم به برگرداندن آنچه گرفته محکوم می‌شود و باید معادل آن را هم به عنوان جزای نقدی و جریمه به دولت پرداخت کند .

مشخصات بارز جرم کلاهبرداری :

برای شناخت تحقق کلاهبرداری باید توجه داشت که رفتار محقق‌کننده این جرم از فعل مثبت به وجود می‌آید. فعل مثبت در مقابل ترک فعل قرار دارد، بدین معنا که ترک فعل ولو با سوءنیت موجب تحقق کلاهبرداری نیست. به طور مثال نمی‌توان فروشنده مال را در مواردی که مورد معامله معیوب است و عیب را به خریدار بیان نمی‌کند، کلاهبردار دانست، هر چند در شرایط چنین معامله‌ای حق فسخ به دلیل غبن یا عیب برای خریدار ایجاد می‌شود .

لذا برای تحقق کلاهبرداری، توجه به سه شرط اساسی داشت . بنابراین لازم است : وسایلی که کلاهبردار به کار برده است، باید متقلبانه باشد. همچنین کلاهبرداری از جمله جرایم مقید به نتیجه است یعنی نتیجه‌ مورد نظر از ارتکاب جرم باید حاصل شده باشد. در حقیقت کلاهبردار اعمال تشکیل‌دهنده رفتار مجرمانه را مرتکب می‌شود تا به مال مورد نظر برسد.فرد قربانی کلاهبرداری یا مجنی‌علیه باید در نتیجه توسل به وسیله متقلبانه اغفال شود و فریب خورده باشد و در نتیجه این فریب، مال خود را در اختیار کلاهبردار قرار دهد. نکته مهم آن است که اغفال در نتیجه نداشتن ‌آگاهی ایجاد می‌شود بنابراین هنگامی که شاکی از متقلبانه بودن وسایل مطلع است، تحقق کلاهبرداری منتفی می‌شود همچنین مال برده‌شده باید متعلق به غیر (شاکی) باشد یعنی مال متعلق به خود کلاهبردار نباشد .

همان گونه که قبلا اشاره کردیم نقش کلاهبرداری در تزلزل نظام اقتصادی جامعه کلاهبرداری در ردیف جرایم علیه اموال قرار دارد، تفاوت عمده این جرم با سرقت آن است که کلاهبرداری نظام اقتصادی جامعه را به هم می‌زند همچنین در مقایسه با سایر جرایم ساختار اقتصادی جامعه را طی مدت زمان کوتاه‌تری متزلزل می‌کند. کلاهبرداری موجب سلب اعتماد عمومی جامعه می‌شود، در حقیقت باید گفت وجود نابسامانی‌های اجتماعی در ظهور و بروز جرم کلاهبرداری در جامعه نقش مهمی ایفا می‌کند همچنین تنزل اخلاق اجتماعی در ایجاد آن موثر است .

از مصادیق جرم کلاهبرداری می توان گفت که قانونگذار در قانون تشدید مجازات مرتکبین ارتشا، اختلاس و کلاهبرداری، مصادیقی از کلاهبرداری را ذکر کرده است. فریب دادن مردم به وجود شرکت‌ها، موسسات و کارخانجات مورد اولی است که در این قانون ذکر شده است.مورد دوم که در این قانون ذکر شده، فریب دادن مردم به داشتن اختیارات واهی است. نکته‌ای که باید به آن توجه کرد، این است که صرف «اظهارات خلاف واقع» اعم از اینکه شفاهی باشد یا مکتوب، در رویه قضایی ایران کلاهبرداری محسوب نمی‌شود.از دیگر مصادیق شایع کلاهبرداری، امیدوار کردن مردم به امور غیرواقعی از جمله رمالی و فال‌بینی و نیز ترساندن مردم از حوادث و پیشامدهای غیرواقعی با صحنه‌سازی‌های متقلبانه است .

دلایل تشدید مجازات کلاهبرداری

هنگامی که قانونی، واژه «تشدید» را در عنوان خود دارد، به این معنی است که رواج آن جرم در جامعه به اندازه‌ای است که اقدامات «معمول» در برخورد با آن جرم کفایت نمی‌کرد و به همین دلیل قوانینی برای تشدید مبارزه با آن به تصویب رسیده است.کلاهبرداری و دو جرم دیگری که ذیل این قانون به صورت جداگانه ذکر شده‌اند، یعنی ارتشا و اختلاس، همه جزو جرایم اقتصادی یا چنانکه امروز گفته می‌شود، مفاسد اقتصادی دسته‌بندی می‌شود.

پس شما با خواندن این مطالب متوجه می شوید که اثبات جرم کلاهبرداری نیاز به مهارت خاص و ارائه ادله مثبته دعوی برای اثبات جرم کلاهبرداری است و نیاز شما به وکلای وکیل یو برای اثبات این موضوع ، امری است واجب برای احقاق حقوق شماست . لذا جهت راهنمایی و مشاوره کامل با وکلای ما تماس بگیرید .

ضرب و جرح عمد

امروزه به دلیل مشکلات و فشار اقتصادی  به مردم ، ظرفیت تحمل مردم را کاهش داده و در اثر هرگونه توهین از سوی کسی و کنشی از سوی طرف مقابل واکنش فیزیکی رخ می دهد و پس از ایجاد زمینه ابتدایی پرخاشگری و به دنبال آن سبب ایجاد حرکات ناشایسته فیزیکی در جهت اعلام غلبه شخص به طرف مقابل و یا اعلام توانایی بالای شخص ضارب  نسبت به فرد مضروب می باشد و خطرات ناشی از این موضوع به سه دسته تقسیم خواهد شد ، دسته اول ، ضرب و جرحی که سبب قتل شده و یا موجب قطع عضو و یا جراحت می گردد . بنابراین شما برای دفاع از حقوق خود و تبیین موضوع ، می بایست از خدمات وکیلی حاذق و با تجربه برای این امر استفاده کنید . در اینجا به تعریف ضرب و جرح اشاره ای داشته و سپس به مجازات و نحوه تعقیب و محکومیت مرتکبین جرم می پردازیم .

تعریف ضرب و جرح :ضرب به معنای «زدن» است و به صدماتی گفته می‌شود که وارد کردن آن‌ها باعث از هم جدا‌شدن نسوج و خون‌ریزی ظاهری بدن نمی‌شود و صرفاً منجر به کبودی، سرخ‌شدگی یا تورم و… می‌شود . جرح هم به‌معنای «زخم‌زدن» است و به آسیب‌هایی گفته می‌شود که باعث از هم جدا شدن بافت‌های بدن شده و با خون‌ریزی ظاهری و بیرونی همراه است، مانند خراشیدگی، بریدگی، پارگی دست . در برخی از موارد ضرب‌و‌جرح ممکن است با شکستگی استخوان‌نیز همراه بوده و یا باعث شود که یکی از حواس شخص مصدوم از بین برود یا درست عمل نکند و یا حتی عقل مصدوم هم زائل شود .

البته می تواند این زد و خورد عمدی و یا غیرعمدی باشد که اثبات غیرعمدی بودن مشکل است سئوالی که مطرح است ، آیا جرم ضرب و جرح ، مجازات حبس دارد؟

هر شخصی که عمداً به دیگری ضربه‌ای وارد کند و موجب شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضا یا موجب بوجود آمدن بیماری دایمی یا از بین رفتن و ناقص شدن یکی از حواس یا از بین رفتن عقل مجنی‌علیه (فردی که صدمه به او وارد شده است) شود، در مواردی که قصاص امکان نداشته باشد، اگر عمل او موجب اخلال در نظم و امنیت جامعه شود، به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهد شد و در صورت درخواست مجنی‌علیه مرتکب به پرداخت دیه نیز محکوم می‌شود و در بعضی از مواقع، ضرب و جرح ممکن است با شکستگی هایی همراه باشد مثلا در اثر ضربه زدن استخوان بینی فردی بشکند یا گوش فردی بریده شود . ضربه زدن ممکن است توسط فرد با دست و یا پا و یا وسایل دیگری مانند سنگ و چوب و امثال آن انجام شود و آنچه که مهم است هیچ یک از این وسایل نمی باشد ، بلکه نوع و مقدار صدمه ای است که در ظاهر اندام فرد ایجاد می گردد .

لذا لازم است اگاه باشیم که مجازات اصلی و اولیه ضرب و جرح از نوع عمدی مانند قتل عمدی ، قصاص است . یعنی همان‌طور که اولیای دم مقتول (بستگان درجه اول مقتول که صاحب خون او می باشند) می‌توانند از دادگاه درخواست کنند که قاتل کشته و قصاص شود و  در ضرب و جرح نیز شخص آسیب‌دیده می‌تواند عین همان آسیبی که ضارب به او وارد کرده ، تحت نظر قاضی بر جسم ضارب وارد نماید . اما از آن‌جا که عملاً امکان شبیه‌سازی دقیق عین همان آسیب وجود ندارد و به‌اصطلاح امکان مشابه امر وجود ندارد ، لذا قصاص عضو قابل اجرا نیست و به‌جای آن، برای هر نوع آسیبی که به بدن بزه ‌دیده وارد می‌شود ، مبلغ معینی در قانون برای هر بخش از بدن تعیین شده که دیه نام دارد و مرتکب جرم در صورت درخواست مجنی‌علیه ، مکلف به پرداخت دیه آن عضو به وی می‌باشد .چنانچه ضرب و جرح به‌قدری شدید باشد که موجب نقصان یا شکستن یا از کار افتادن عضوی از اعضای بدن یا منتهی به ‌مرض دایمی یا فقدان یا نقص یکی از حواس یا منافع یا زوال عقل قربانی شود برابر ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات مصوب ۱۳۷۵ مرتکب جرم، علاوه بر محکومیت به پرداخت دیه، به تحمل دو تا پنج سال حبس محکوم‌ خواهد شد .ضارب ممکن است عمل ضرب و جرح را به وسیله اعضای خود مانند دست و پا و دندان انجام دهد یا از وسایل دیگری مانند سنگ، چوب، چاقو، سلاح و امثال آن استفاده کند . که در این صورت ، اگر جرح وارده منتهی به ضایعات شدید مذکور نشود ، ولی ضارب (وارد‌کننده ضربه) از اسلحه یا چاقو و امثال آن استفاده کرده باشد ، مطابق تبصره ماده ۶۱۴ قانون تعزیرات سال ۱۳۷۵ به سه ماه تا یک‌سال حبس محکوم خواهد شد. بدین‌ترتیب ملاحظه می‌فرمایید که در ماده ۶۱۴ به نتایجی که از جرم به‌دست می‌آید، قانونگذار توجه به وسیله ارتکاب جرم را مدنظر قرار داده است . و همچنین در برخی موارد ، ممکن است که کسی بدون استفاده از سلاح سرد یا گرم به دیگری ضربه‌ای وارد کند که هیچ‌گونه آثار ظاهری حتی در حدّ کبودی در بدن شخص مضروب باقی نگذارد . در این صورت، پرداخت دیه منتفی است چراکه مطابق ماده ۵۶۷ قانون مجازات اسلامی مصوب ۱۳۹۲ امکان محکومیت مرتکب به ۹۱ روز تا ۶ ماه حبس یا ۱۱ تا ۳۰ ضربه شلاق وجود دارد .

در ادامه موضوع می توان گفت که نحوه تعقیب و محکومیت مرتکب جرم بدین شرح خواهد بود ، چرا که محکومیت ضارب به پرداخت دیه منوط به این است که حتماً شخص آسیب‌ دیده شکایت خود را انجام داده و دیه صدمات وارد شده به خود را از طریق مراجع پزشکی قانونی و مرجع قضایی تقاضا کرده باشد . ولی چنانچه یکی از دو فرضی که در ماده ۶۱۴ یا تبصره آن اتفاق افتاده باشد ، یعنی ضرب و جرح منتهی به یکی از آسیب‌ های شدید مندرج در ماده مذکور گردد و یا از سلاح و چاقو استفاده شده باشد، برای تعقیب متهم ضرورتی به شکایت شاکی خصوصی نیست و حتی بدون آن‌که شخص مصدوم شکایتی کرده باشد ، مرجع قضایی خود متهم را تعقیب کرده و مجازات خواهد نمود . زیرا در این حالت جرم ضرب و جرح عمدی از جرایم غیرقابل گذشت بوده و برای تعقیب متهم نیازی به شکایت شاکی وجود ندارد .  بنابراین با ارتکاب عمل مجرمانه ضارب به جامعه زیان و ارعاب وارد کرده  و  از این‌جهت جرم وی جنبه ‌عمومی دارد . لازم است در جهت تحقق این جرم باید بدانیم که ایراد ضرب و جرح نسبت به شخص مرده و مجنی‌علیه ، حتماً  انسان زنده باشد و اگر شخصی به انسان فوت ‌شده  ، ضربه ای وارد نماید ، عمل وی جرم مستقلی بوده و تحت عنوان «جنایت بر میت» بوده و مجازات خاص بر آن تعیین شده است .

وکلای مجرب و متخصص وکیل یو در تلاش اند که در این موضوعات  ، خدمات شایسته ای را برای شما ارائه نمایند و در راستای تحقق حقوق شما از فنون ویژه برای اثبات خواسته موکل ، اقدام نمایند . لازم است با درخواست خود از خدمات مشاوره تلفنی وکلای ما استفاده نمایید .

0 / 5. 0

مشاوره حقوقی آنلاین