خانواده اطلاعات بیشتر

طلاق

در بیشتر اوقات اختلافات خانوادگی در شرایط کنونی و دعاوی راجع به اختلاف بین زن و شوهر پیش می آید و با وساطت بزرگان در حل و فصل این نوع اختلافات به سرانجام نمی رسد . بنابراین طرفین یا به توافق در خصوص حقوق خویش و یا عدم توافق دعاوی را در راستای جدایی دعاوی مطرح می کنند . لذا در این مباحث داشتن وکیل حاذق برای حفظ حقوق شما و مطالبه آنها نیاز به وکلای مجربی دارند که در این سایت با تخصص وتجربه ما و استفاده از خدمات وکلای لایق وکیلیو می توانید کلیه حقوق خویش را مطالبه کنید .
در ابتدا به تعریف طلاق و انواع طلاق می پردازیم :
طلاق عبارت است از انحلال عقد نکاح دائم .
انواع طلاق :

  1. طلاق بائن: طلاقی که برای شوهر حق رجوع نیست.
  2. طلاق رجعی: طلاقی که بائن نباشد، رجعی است . در این نوع طلاق در مدت عده برای شوهر حق رجوع وجود دارد.

اقسام طلاق بائن :

  1. طلاق زوجه غیر مدخوله (طلاقی که قبل از نزدیکی واقع شود)
  2. طلاق یائسه: طلاق زنی که از نظر سن و سال در حدی است که زنان نظیر او درآن سن و سال حائض نمی شوند.
  3. طلاق زوجه صغیره(زیر9سال)در اقسام سه گانه فوق از طلاق بائن، زوجه عده طلاق ندارد.
  4. طلاق خلع: طلاقی که زن، به دلیل کراهتی که از شوهر خود دارد، در مقابل مالی که به شوهر طلاق می گیرد.
  5. طلاق مبارات: طلاقی که کراهت از هر دو طرف باشد و تفاوت آن با طلاق خلع آن است که؛ در طلاق مبارات، عوض نباید از مهریه بیشتر باشد.
    در طلاق خلع و مبارات؛مادام که زوجه به عوض رجوع نکرده باشد، بائن است و بنابراین،در صورت رجوع به عوض،در مدت عده، طلاق رجعی است .
  6. سومین طلاقی که بعد از سه وصلت متوالی بعمل آید اعم از این که وصلت در نتیجه رجوع باشد یا در نتیجه نکاح جدید.

با توجه به توضیحات داده شده ، احتمال ایجاد سئوالات و شبهاتی برای شما پیش می آید که در جهت رفع این مسائل می توانید سئوالات خود را با وکلای متخصص وکیلیو در ارتباط گذاشته و یا از طریق بخش پرسش و پاسخ این سایت به جوابهای مورد نظر خود برسید . امکانات ویژه این سایت در راستای تبیین و روشن شدن ابهاماتی است که در زندگی شخصی هرکسی ایجاد گردد و از طریق مشاوره کاملا رایگان مشکلات شما رفع و در صورت شدت اختلافات به وکیل مجرب و متخصص وکیلیو معرفی شده و با استفاده از تجربیات چندین ساله وکلای خانواده وکیلیو حقوق لازمه شما تحقق پیدا خواهد کرد .

در برخی موارد اشخاصی بدلیل عدم آگاهی حقوقی و شناخت دقیق از حقوق خودشان تصورات صحیحی نسبت به برخی امور دارند که من جمله ؛ تفاوت های فسخ نکاح و طلاق چیست و چه فرقی با هم دارند :
لازم است بدانید هرگاه طلاق قبل از نزدیکی واقع شود، زن مستحق نصف مهریه است، درحالی که در فسخ نکاح هرگاه عقد قبل از نزدیکی فسخ شود، زن مستحق مهریه نیست. در وقوع طلاق و فسخ نکاح، شرایط و تفاوت‌هایی وجود دارد که باید در زمان طلاق یا فسخ به آن‌ها توجه شود. از جمله این که، هرگاه طلاق قبل از نزدیکی واقع شود، زن مستحق نصف مهریه است، درحالی که فسخ نکاح هرگاه عقد قبل از نزدیکی فسخ شود، زن مستحق مهریه نخواهد بود ، مگر در زمانی که نکاح به دلیل عَنَن (ناتوانی مرد) فسخ شده باشد که در آن صورت زن مستحق نصف مهریه است. در زمان طلاق زن باید در طُهر غیر مواقعه باشد (طُهر غیر مواقعه طهری است که در ایام آن آمیزشی صورت نگرفته باشد) درحالی که در فسخ نکاح این شرط وجود ندارد. طلاق در حقوق ایران از سوی مرد انجام می‌شود، یعنی در شرع اسلام طلاق را مطابق ماده ۱۱۳۳ حق طلاق با مرد هست که مرد با مراجعه به دادگاه و پرداخت دیون زن ، طلاق همسرش را بنماید . درحالی که فسخ نکاح ،یا از طرف شوهرو یا از طرف زن انجام می شود. فسخ نکاح هیچ گونه حرمتی ایجاد نمی‌کند، در حالی که در طلاق بعد از 3 بار حرمت ایجاد می‌شود .عدم ثبت طلاق در دفترخانه رسمی جرم شناخته شده است.
درتبصره ماده ۱۱۳۳ از قانون مدنی نیز اشاره به این موضوع شده است که زن نیز می تواند با وجود شرایط مقرر در مواد ۱۱۱۹ ، ۱۱۲۹ و ۱۱۳۰ قانون مدنی از دادگاه به دلیل عسر و حرج و سایر شرایط اعلامی تقاضای طلاق نماید . بنابراین وکلای ما این امر را با تجربیات شایسته خود به نحوه احسن و مورد قبول موکلین خویش به مرحله اثبات و اجرا رسانده اند.

نفقه

یکی از مشکلات مبتلابه در وضعیت اقتصادی کنونی بوجود آمده ، اختلافات ناشی از نفقه بوده که ریشه در درآمد زوج و تامین معیشت زندگی دارد . در ابتدا به تعاریف ریشه ای نفقه پرداخته تا آگاهی لازم برای مراجعین ایجاد گردد و ابهاماتی در نوع نفقه رفع شود . این امر لازمه داشتن وکیل مجرب و متخصص در تحقق اخذ حقوق و مشاوره مثبته از سوی وکلای وکیلیو می باشد .

نفقه چیست ؟
براساس تعاریف موجود در کتب حقوقی و منبع قانونی این موضوع ، در ماده ۱۱۰۷ قانون مدنی نفقه شامل همه نیازهای متعارف و متناسب با وضعیت زن لحاظ می شود . به عنوان مثال : مسکن، پوشاک، غذا، اثاثیه منزل و هزینه های درمان و حتی خادم البته در صورتی که زن عادت به داشتن خادم داشته باشد و یا به واسطه مریضی نیاز به آن داشته باشد. موارد ذکر شده در این ماده حصری نیست و به عنوان مثال ذکر شده است. قاعده کلی نفقه این است که حقوق زوجه شامل همه نیازهای متعارف و متناسب با شأن و منزلت زن است . که در این راستا مراجع قضایی در مبحث نفقه زوجه با ارجاع موضوع به کارشناس رسمی دادگستری و بررسی نحوه معیشت و شأن وی ، برای تعیین حقوق زوجه می باشد . سئوالی که در اینجا مطرح است آیا می توان در عقد نکاح دائم مرد شرط نماید که به زن نفقه تعلق نگیرد ؟
در این خصوص بین فقها و حقوقدانان اختلاف نظر است ولی به نظر می رسد نفقه مقتضای ذات عقد نکاح دائم نباشد که نتوان خلاف آن شرط کرد به اصطلاح حقوقی نفقه مقتضای اطلاق عقد نکاح دائم به شمار می رود و بدیهی است که زوجین می توانند در ضمن عقد در این خصوص با تراضی و توافق تصمیم گیری کنند . نکته ی قابل توجه و مرتبطی و مقابلی که وجود دارد تمکین نقطه ی مقابل نفقه بوده و اختلافاتی درشروط ضمن عقد نکاح ایجاد می گردد . البته این امر بر خلاف استحقاق در استحقاق حقوق زوجه تمکن مرد شرط نیست به عبارت دیگر چنین نیست که مرد در صورت توانایی مالی بایستی حق همسر خود را پرداخت کند و مرد فقیر نیز ملزم به پرداخت حقوق زوجه است حتی اگر زن تمکن داشته و یا شاغل باشد باز هم پرداخت حقوق زوجه بر عهده زوج می باشد . بنابراین هزینه های جاری زوجه که شامل هزینه تحصیل زوجه جزء حقوق زوجه محسوب می شود یا خیر ؟ قانون در این زمینه ساکت است ولی نظر فقها و مراجع بر این است که هزینه تحصیل از شمول نفقه واجب مرد خارج است . ضمناً هزینه های درمان زوجه جزء نفقه بوده و می بایست توسط زوج پرداخت گردد و در قانون از موارد نفقه شمرده شده است شامل هزینه های درمان متعارف می باشد و اگر زوجه دچار بیماری صعب العلاج یا خاصی شده باشد که هزینه های گزاف داشته باشد وجوبی برای پرداخت آن ها برای شوهر نیست. در این موارد قاضی رسیدگی کننده پرونده نفقه با توجه با قانون، شرع و اوضاع و احوال زوجین و وضعیت مالی آن ها تصمیم متقضی را اتخاذ خواهد کرد. لازم به یادآوری است همان گونه که در مطالب قبلی به آن اشاره کردیم رابطه خاصی در قانون بین تمکین و نفقه وجود دارد چرا که براساس ماده ۱۱۰۸ قانون مدنی هرگاه زن بدون مانع شروع از ادای وظایف امتناع کند در واقع تمکین نکند مستحق حق خود نخواهد بود و منظور از تمکین در روابط زوج و زوجه چه عاملی می تواند باشد ؟ تمکین بدین معنی است که زوجه می بایستی در منزل مشترک که شوهر اختیار کرده است سکنی گزیند و از شوهر در انجام وظایف خاص زناشویی اطاعت کند و در این راستا ، قانون مدنی مقرر داشته ریاست خانواده از خصایص شوهر است ، عمل نماید . لذا قانونگذار به زنی که عمدا و بدون عذر قانونی و شرعی تمکین نکند ناشزه گفته می شود . بنابراین در زندگی مشترک زوجین و در اصطلاح حقوقی ظهور در تمکین زن دارد از این رو در دادگاهها و بار اثبات ناشزه بودن زن به عهده مرد است که ثابت کنید زن تمکین نمی کند و ناشزه می باشد .
در قانون صراحتاً به استناد ماده 1085 قانونی مدنی اعلام داشته : زوجه تا تمام مهر به او داده نشده است می تواند از تمکین و ایفای وظایفی که در مقابل شوهر دارد امتناع کند و این امتناع اسقاط حق نفقه نمی کند . لذا در صورتی که زوجین بعد از عقد نکاح دائم بر سر موعد مراسم عروسی و زندگی مشترک توافق کرده باشند ، رویه قضایی بر این متمایل است که در این دوران تا زمان موعد شروع زندگی مشترک به زوجه نفقه تعلق نمی گیرد لیکن اگر زوج ، زوجه را بلاتکلیف رها کند و برای شروع زندگی پس از آن تاریخ اقدامی نکند ، زوجه می تواند مطالبه نفقه کند .
در قانون میزان نفقه مشخص نشده و ملاک تعیین حقوق زوجه نیازهای زوجه و شأن وی می باشد که در شرایط زمانی و مکانی مختلف، میزان نفقه متغیر خواهد بود. اگر زنی برای مطالبه نفقه به دادگاه مراجعه کند در این موارد محاکم خانواده برای تعیین مقدار حق زن، از کارشناس رسمی دادگستری استفاده می کنند و کارشناس مربوطه طی تماس با زوجین و تحقیق در خصوص شرایط آن ها میزان حقوق زوجه را تعیین می کنند و پس از ابلاغ نظر کارشناس طرفی که اعتراض دارد ظرف مدت ۷ روز نسبت به آن با ذکر دلایل اعتراض می کند و دادگاه برای بررسی مجدد میزان حقوق زوجه، از هیات سه نفر کارشناسان نفقه استفاده می کند.
نکته قابل توجه این است که براساس ماده ۱۱۱۵ قانون مدنی اگر زن بتواند ثابت کند زندگی مشترک او با شوهر ضرر مالی ، شرافتی یا بدنی به همراه دارد دادگاه او را محکوم به تمکین نخواهد کرد که در این صورت تمکین نکردن باعث از بین رفتن حقوق زوجه نمی گردد . لذا دادخواست تهیه مسکن مستقل از سوی زوجه در سال های اخیر توسط دادگاه های خانواده پذیرفته نمی شود و زن می بایستی صرفاً دادخواست مطالبه نفقه بدهد .
از آنجایی جهت مطالبه نفقه زوجه بایستی دادخواست نفقه خود را از طریق دفاتر خدمات الکترونیک قضایی تقدیم شورای حل اختلاف یا دادگاه نماید اگر میزان حقوق زوجه و یا تقدیم آن در اصطلاح حقوقی کمتر از ۲۰ میلیون تومان باشد از طریق شورای حل اختلاف و اگر بالای ۲۰ میلیون تومان باشد از طریق دادگاه خانواده قابل پیگیری است.

درخصوص ​​نحوه محاسبه نفقه زن می توان اذعان نمود که نفقه زن در اصطلاح حقوقی عبارت از چیزهایی است که شخص برای زندگی احتیاج به آن دارد از قبیل خوراک، پوشاک، مسکن و اثاث منزل در اصطلاح حقوقی کسی که باید نفقه را پرداخت کند منفق و کسی که نفقه به او داده می شود را منفق علیه گویند. ماده ۱۱۰۲ قانون مدنی بیان می‌دارد همین که نکاح به‌طور صحت واقع شد روابط زوجیت بین طرفین موجود و حقوق و تکالیف زوجین در مقابل همدیگر برقرار می‌شود دو شرط زیر برای وجوب نفقه ضروری است:
۱- دایمی بودن عقد که قانون مدنی در ماده ۱۱۰۶ تصریح دارد: در عقد دایم نفقه زوجه به عهده شوهر است.
۲- تمکین کامل زوجه : در صورتی که زنی به صورت از همسر خود تمکین نکند، عنوان ناشزه بر وی تعلق می گیرد و در نتیجه پرداخت نفقه از عهده شوهر وی ساقط می شود چنانچه زن نسبت به مطالبه نفقه اقدام نماید مراجع قضایی برای تعیین نفقه این امر را به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می دهند تا نفقه زوجه را با در نظر گرفتن شئونات و تحصیلات و خانواده پدری وی تعیین نماید و با توجه به نظر کارشناس حکم مقتضی صادر می گردد .

زن (زوجه) از 2 طریق حقوقی و کیفری می تواند نفقه خود را مطالبه نماید:
۱. از طریق اقامه دعوی حقوقی در مراجع قضایی :زوجه می تواند با تنظیم دادخواست با موضوعیت مطالبه نفقه با ذکر تاریخ (از چه تاریخی زوج نفقه پرداخت نکرده) و با مراجعه به دفاتر خدمات الکترونیک قضایی یا شورای حل اختلاف (شورای حل اختلاف در صورتی که مقدار نفقه زیر بیست میلیون تومان باشد) و اقدام به ثبت دادخواست نفقه می نماید و پس از ثبت دادخواست و شکایت نفقه، جلسه ای با حضور طرفین تشکیل شده و موضوع به کارشناس رسمی دادگستری ارجاع می شود. بعد از ارائه نظر کارشناس مرجع قضایی طبق نظر کارشناس رأی به محکومیت زوج مبنی بر پرداخت نفقه می دهد.
۲. طرح دعوی کیفری نفقه : ترک انفاق (ندادن نفقه) به افراد واجب النفقه ( زوجه، فرزندان و…) به موجب قانون مجازات جرم است و برای آن جرم انگاری شده است و دارای مجازات حبس می باشد و زوجه می تواند با مراجعه به دادسرای محل زندگی مشترک مراجعه نماید و ابتداً شکواییه ای مبنی بر ترک انفاق تنظیم و پس از ابطال تمبر (هزینه تمبر 10 الی 30 هزار تومان است با منضمات) به دایره ارجاع دادسرا و پس از انجام تحقیقات در کلانتری حکم به مجازات زوج داده می شود .

بنابراین جهت طرح دعاوی کیفری و حقوقی شما در باب نفقه با وکلای مجرب وکیلیو تماس بگیرید .

مهریه

در ابتدا تعریف کاملی از مهریه را برای شما بازگو می کنیم
مهریه چیست ؟
مالی است که به هنگام عقد نکاح شرعا و عرفا و قانونا، ازطرف مرد به زن پرداخت می گردد و صداق، صداقیه، کابین و فرض هم نامیده می شود
لذا مهریه از جمله حقوق مالی است که به موجب عقد ازدواج به زن تعلق می گیرد ، مهریه یا مهر می باشد. به موجب ماده ۱۰۸۲ قانون مدنی : ” به مجرد عقد ، زن مالک مهر می شود و می تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید ” . همانگونه که از این ماده مشخص می شود ، به محض اینکه عقدی میان طرفین واقع شد ، زن مالک مهر می شود و هیچ چیز نمی تواند جلوی این مالکیت را بگیرد . با این تفاسیر ، در حال حاضر و در عمل چنین پیش آمده که زن موقع طلاق بخواهد این مهریه را مطالبه کند ؛ لیکن مطابق قانون زن از زمان عقد و هر زمان که بخواهد می تواند مهریه را مطالبه کند . به هرحال ، مسائلی همچون رابطه نامشروع ، نشوز زن یا عدم تمکین و یا هر عمل دیگری از جانب زن ، مانع از استحقاق زن نسبت به مهریه نمی گردد . ضمناً در برخی از شرایط جسمی و سایر موارد اختلافی در عقد نکاح ، زن مستحق مهریه نخواهد بود .
بنابراین زنان جامعه ما برای کسب اطلاعات قانونی و حقوقی خویش با وکلای مجرب و متخصص در این امر مشاوره و یاری بگیرند تا در زمینه کسب حقوق خویش با اخذ مشاوره و انجام امور وکالتی توسط وکیل منتخب خود ، مسیری مطمئن در تحقق حقوق خود داشته باشند .
* وکلای ما در این امر یاور و همراه شما خواهند بود .

شما با اخذ مشاوره از وکلای متخصص وکیلیو در مباحث مهریه و مطالبه مهریه خویش و نحوه ی اخذ مهریه و اقدامات وکلای ما در این خصوص با ارائه خدمات پویای حقوقی می توانید مشکلات خود را مرتفع نمایید .
بنابراین چگونه می توان مهریه را از طریق اجرای ثبت مطالبه کرد ؟
آیا می دانید می توانید مهریه خود را از طریق اجرای ثبت دریافت کنید ؟
در این روش زن می‌تواند سند ازدواج خود را به دفترخانه محل ثبت عقد ارایه و تقاضای صدور اجراییه کند، سپس با اجراییه به اداره ثبت مراجعه و مهریه خود را مطالبه کند.
در این روش زوجه باید هزینه اجرایی را هم که برابر با نیم‌ عشر دولتی است، پرداخت کند که بعدا این هزینه از شوهر گرفته خواهد شد.
برای اجرای مهریه مالی اعم از وجه نقد یا مال منقول (ماشین، موبایل یا…) یا مالی غیرمنقول (ملک) توقیف می‌شود البته به شرط اینکه جزو مستثنیات دین نباشد؛
بنابراین گام‌های زیر باید به ترتیب طی شود:
مراجعه به دفترخانه محل ثبت عقد و ارایه قباله ازدواج ؛ مراجعه به اداره ثبت محل با همراه داشتن اجراییه صادره از دفترخانه ؛ پرداخت نیم عشر دولتی و معرفی اموالی برای توقیف .
به موجب آیین‌نامه اجرایی اداره ثبت ، معرفی مال جهت توقیف ، ۱۰ روز پس از ابلاغ اجراییه است همچنین لازم به ذکر است که بابت اجرای اسناد رسمی نیم‌ عشر مبلغ اجراییه گرفته می‌شود که نیم‌ عشر مزبور را حق‌الاجرا می‌گویند. (ماده ۱۳۱ قانون ثبت) حق‌الاجرا نیز حقی است که دولت بابت اجراییه اسناد رسمی دریافت می‌کند و پنج درصد مبلغ اجرا است .
در این روش زن می‌تواند قباله ازدواج خود را به دفترخانه محل ثبت عقد ارایه و تقاضای صدور اجراییه کند، سپس با اجراییه به اداره ثبت مراجعه و مهریه خود را مطالبه کند .
در این روش زوجه باید هزینه اجرایی را هم که برابر با نیم‌عشر دولتی است، پرداخت کند که بعدا این هزینه از شوهر گرفته خواهد شد .
برای اجرای مهریه مالی اعم از وجه نقد یا مال منقول (ماشین، موبایل یا…) یا مالی غیرمنقول (ملک) توقیف می‌شود البته به شرط اینکه جزو مستثنیات دین نباشد ؛
بنابراین گام‌های زیر باید به ترتیب طی شود:
مراجعه به دفترخانه محل ثبت عقد و ارایه قباله ازدواج؛ مراجعه به اداره ثبت محل با همراه داشتن اجراییه صادره از دفترخانه؛ پرداخت نیم عشر دولتی و معرفی اموالی برای توقیف .
به موجب آیین‌نامه اجرایی اداره ثبت، معرفی مال جهت توقیف ، ۱۰ روز پس از ابلاغ اجراییه است همچنین لازم به ذکر است که بابت اجرای اسناد رسمی نیم‌عشر مبلغ اجراییه گرفته می‌شود که نیم‌عشر مزبور را حق‌الاجرا می‌گویند. (ماده ۱۳۱ قانون ثبت) حق‌الاجرا نیز حقی است که دولت بابت اجراییه اسناد رسمی دریافت می‌کند و پنج درصد مبلغ اجرا است .

شرایط اصلی مهریه :

  1. مالیت داشته باشد.
  2. قابل تملک و نقل و انتقال باشد.
  3. معلوم و معین باشد.
  4. قدرت بر تسلیم و تسلم داشته باشد.

در شرع اسلام و فقه اسلامی انواع مهر و یا به عبارتی صداق بدین صورت اعلام شده است :

  • مهر المسمی:مهری است که در عقد نکاح تعیین شده یا تعیین آن به عهده شخص ثالثی گذارده شده است.
  • مهر المثل: مهری است که در نکاح مفوضه البضع به حسب شرافت و اوضاع و احوال زوجه به او داده می‌شود. (مطابق ماده 1091 قانون مدنی)
  • مهر السنه: مقدار آن 5 / 262 مثقال پول نقره مسکوک است.
  • مهر المتعه: مهری است که در نکاح مفوضه البضع شوهر به زن مطلقه خود برای تعیین این مهر برخلاف مهرالمثل مهر و از حیث غنا و فقر ملاحظه می‌شود.
  • مفوضه البضع: زوجه را در عقد نکاحی که دایم بوده و مهر ذکر نشده باشد یا شرط عدم مهر شده باشد.
  • مفوضه المهر: زوجه را در نکاح دایم ( که تعیین مقدار مهر را به اختیار شوهر یا زوجه یا ثالث گذاشته باشند.)

چند نکته در خصوص مهریه وجود دارد که باید با دقت آنها بررسی و عملی شود :
ممکن است مهر حال یا مدت دار باشد، اگر حال باشد زوجه می‌تواند بلافاصله بعد از عقد آن را مطالبه کند و تا وصول آن از تمکین نیز امتناع نماید.
در ماده 1082 قانون مدنی مقرر داشته به مجرد عقد، زن مالک مهر می‌شود و می‌تواند هر نوع تصرفی که بخواهد در آن بنماید.

اجرت المثل

اجرت المثل و نحله ایام زوجیت چیست و چگونه توسط زوجه قابل مطالبه هست ؟
در تعریف اجرت‌المثل باید گفت که زن وظایف خاصی در زندگی زناشویی دارد که توسط قانون و شرع برشمرده شده است. این وظایف شامل تمکین عام و تمکین خاص است. تمکین عام به معنای حضور زن در زندگی مشترک و عمل به وظایفی است که شرع و قانون تعیین کرده است. مثلا زن شرعاً نمی‌تواند بدون اجازه همسرش از خانه خارج شود. ادامه تحصیل و کار کردن زن در خارج از منزل نیز باید با اجازه شوهر باشد، هر چند در حال حاضر بسیاری از زنان این حقوق را در عقدنامه دریافت می‌کنند. تمکین خاص نیز به معنای عمل کردن زن به وظایف زناشویی است. حال اگر زن در طول زندگی مشترک و در خانه همسر خود، کاری به جز این موارد را به دستور شوهر انجام دهد، مستحق پاداشی است که به آن اجرت‌المثل گفته می‌شود.
قانون در صورت فوت شوهر، تکلیف این پرداخت را نیز معلوم کرده است که زوجه می‌تواند در صورت مطالبه ، اجرت المثل ایام زندگی مشترک خود را از ماترک زوج متوفی با جلب نظر کارشناس مطالبه کند.

در تعریف نحله می گوییم که :

نحله به کسر «ن» در معانی، هدیه، آیین، مذهب وعقیده آمده است. بعضی از فقها نحله را همان مهریه می دانند و با استناد به آیه چهارم سوره نساء «واتواالنساء صدفاتهن نحله» مهریه را به بخششی از سوی مرد برای زن می دانند.
ولی در حال حاضر، نحله در صورتی شرعا و قانونا به زوجه تعلق می گیرد که شرایط تعلق اجرت المثل ایام زوجیت فراهم نباشد. پس اول باید بدانیم اجرت المثل ایام زوجیت چیست که در صورت عدم تعلق آن، نوبت به نحله برسد.

شرایط تعلق نحله :تعلق نحله مثل تعلق اجرت المثل مشروط به تقاضای مرد برای طلاق است و نیز تقاضای مرد نباید ناشی از تخلف زن از وظایف همسری یا سوءاخلاق و رفتار وی باشد. اگر به هر دلیل امکان تعیین اجرت المثل نباشد (مثل این که زن قصد تبرع و فعالیت رایگان داشته) نوبت به نحله می رسد و نسبت به تعیین نحله اقدام می شود. بنابراین نمی توان هم اجرت المثل گرفت و هم درخواست پرداخت نحله کرد .
برای مطالبه حقوق مالی زوجه ، قبل از هر اقدامی ، اخذ مشاوره از وکیل باتجربه اقدامی پسندیده هست و وکلای ما در این مورد نیز در کنار شما و ندای حقانیت شما هستند ، پس انتخاب وکیل متخصص وکیلیو ، حق قانونی شماست .

مبنای شرعی نحله :

خداوند در آیه ۲۲۹ و ۲۳۱ سوره مبارکه بقره می فرماید : هرگاه زنان را طلاق دادید یا به خوشی و سازگاری به او رجوع کنید و یا آن ها را به نیکی رها سازید .

مستند قانونی اجرت المثل :

با استناد به ماده ۳۳۶ قانون مدنی که اعلام می دارد : هرگاه کسی بر حسب امر دیگری اقدام به عملی نماید که عرفاً برای آن عمل اجرتی بوده و یا آن شخص عادتاً مهیای آن عمل باشد عامل، مستحق اجرت عمل خود خواهد بود ، مگر این که معلوم شود که قصد تبرع ( رایگان ) داشته است . مطابق بند ب تبصره ۶ ماده واحده قانون اصلاح مقررات مربوط به طلاق نیز اشاره گردیده که : چنانچه زوجه کارهایی را که شرعاً بر عهده وی نبوده ، به دستور زوج و با نداشتن قصد تبرع ( رایگان ) انجام داده باشد و برای دادگاه نیز ثابت شود، کارهای انجام شده را محاسبه و به پرداخت آن حکم می کند .

چگونگی تعیین نحله و اجرت المثل ایام زوجیت :

دادگاه با توجه به وضع مالی زوج بدون نیاز به تعیین کارشناس مبلغ مناسبی باتوجه به سنوات زندگی مشترک و کارهایی که زوجه انجام داده به عنوان نحله تعیین می کند و همچنین دادگاه برای تعیین مبلغ اجرت المثل به وضع مالی زوج توجهی نداشته و با ارجاع امر به کارشناس رسمی دادگستری مبلغی که مطابق با فعالیت زوجه در امور خانه باشد و تعداد فرزندان و نیز داشتن وسایل رفاهی منزل و کیفیت زندگی و اداره امور زندگی و نگهداری فرزندان و از همه مهمتر خانه دار بودن زوجه ، مبلغی را براساس تورم سالانه بانک مرکزی و نرخ های تصویبی ، بابت اجرت المثل تعیین می کند و نظریه خود را در این راستا جهت تصمیم گیری قاضی پرونده به شعبه مربوطه اعلام می نماید .

لازم است بدانید در چه شرایطی نحله و اجرت المثل ایام زوجیت به زوجه تعلق می گیرد :

  1. در طول زندگی مشترک، و تا قبل از اقدام به طلاق امکان مطالبه نحله وجود ندارد .
  2. در مواردی که دادخواست طلاق بایستی به درخواست زوج باشد .

و در موارد ذیل اجرت المثل به زوجه تعلق می گیرد :

  1. زوجه نباید قصد تبرع داشته باشد ، چرا که زوجه از ابتدا قصد داشته باشد کارهای خانه را به صورت رایگان انجام دهد ، نمی تواند اجرت المثل ایام زوجیت را مطالبه کند .
  2. طلاق باید به درخواست زوج باشد و در شرایطی که طلاق ناشی از وظایف همسری یا سوء اخلاق و رفتار زوجه باشد، زوجه نمی تواند اجرت المثل ایام زوجیت را مطالبه کند .

در مورد مذکور اختلاف نظر در بین حقوقدانان راجع به تعلق اجرت المثل به زوجه به علت سوء رفتار زوجه وجود دارد که در راستای تحقق این امر بایستی با حضور وکلای باتجربه ما ، این حقوق شما قابل مطالبه هست .

حضانت فرزند

در تعریف حضانت مشخص شده که منظور نگهداری و تربیت طفل است به گونه ای که صحت جسمانی و تربیت وی با توجه به نیازمندی های حال و آینده او و وضع و موقعیت والدین طفل تامین گردد . مساله حضانت و اولویت هر یک از پدر و مادر برای نگهداری و سرپرستی طفل بیشتر زمانی مطرح می گردد که آنها ازهم جدا می شوند، فقهای مشهور و به تبع آن قانون مدنی ایران اعلام داشته اند که مادر برای حضانت فرزند پسر تا 2 سال و برای دختر تا 7 سال شایسته تر است . مهمترین مساله در بحث حضانت، حفظ مصلحت طفل است که مورد نظر قانونگذار می باشد ؛ به همین جهت در صورتی که ابوین شایستگی و شرایط اخلاقی لازم را دارا نباشند ، این حق از آنها سلب و به فرد شایسته ای که دادگاه معین می کند، اعطا می شود .

حضانت حق و تکلیف ابوین است

مطابق ماده ۱۱۶۹ قانون مدنی که می گوید : حضانت فرزند پسر تا 2 سالگی و دختر تا 7 سالگی به مادر سپرده شده و پس از انقضای این مدت حضانت با پدر است ؛
اما برای حضانت و نگهداری طفلی که پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده‌اند،
مادر تا 7 سالگی (پسر یا دختر فرقی ندارد) اولویت دارد و پس از آن با پدر است . البته این تبصره هم به اصلاحیه افزوده شده است که پس از 7 سالگی هم در صورتی که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است.

اگر طرفین دعوی خانواده چنانچه عاملی را سبب تضییع حقوق خویش و یا فرزندش می داند می بایست قبل از هر اقدامی با وکیل مجرب مشاوره اخذ نموده و در راستای حفظ حقوق خود و فرزندش را به وکلای ما بسپارد .

 

حضانت فرزند مشترک:

از انجایی که کودک شیرین‌ترین میوه زندگی و جزو عزیزترین نزدیکان انسان است علی الخصوص زمانیکه در سنین پایین قرار دارد جز شیرینی زندگی بوده و بسیاری از زوج‌ها برای حفظ آسایش و آرامش فرزندان است که برخی مشکلات زندگی را تحمل می‌کنند. اما گاهی مشکلات و ناسازگاری‌ها به جایی می‌رسد که ادامه زندگی مشترک ممکن نیست .
در این صورت تکلیف کودک چه می‌شود؟ نگهداری و تربیت او به چه کسی واگذار می‌شود؟
آنچه قابل تمیز کردن موضوع هست اینکه ، حضانت را نباید با ولایت یا حتی تربیت یکی دانست؛ چراکه ولایت به معنای قدرت و اختیاری است که قانون برای اداره امور کودک (از جمله اداره اموال و امور مالی) به پدر و جد پدری می‌دهد تا بر اساس مصلحت کودک عمل کنند. این حق پس از مرگ با وصیت قابل انتقال است. تربیت نیز بیشتر امری معنوی‌ است؛ در حالی‌که حضانت عموماً ناظر بر نگه‌داری از جسم کودک است؛ هرچند که حضانت به طور عام شامل ترییت نیز می‌شود. لذا طبق قوانین ایران حضانت فرزند تا رسیدن طفل به سن بلوغ (در دختران 9 سالگی و در پسران 15 سالگی) به عهده والدین است و شخصی که حضانت به او محول شده است، حق خودداری از حضانت و یا اسقاط حق را ندارد؛ به عبارت قانونی “حضانت حق و تکلیف ابوین است”؛ بدین معنی‌که والدین حق دارند حضانت و سرپرستی کودک خود را به عهده گیرند و قانون جز در موارد استثنایی نمی‌تواند آنان را از این حق محروم کند و از سوی دیگر آنان مکلف هستند تا زمانی که زنده هستند و توانایی دارند، نگهداری و تربیت فرزند خویش را به عهده گیرند.دیوان عالی کشور در رأی وحدت رویه شماره ۴۲۳۶ مورخ ۱۳۷۳/۰۱/۲۰ که مقرر می‌دارد: “با توجه به اینکه حضانت طبق قانون هم حق و هم تکلیف است، می‌توان حق را ساقط نمود، ولی تکلیف قابل اسقاط و مصالحه نیست.”در مواردی پدر و مادر می‌توانند به نفع یکدیگر از حق حضانت خود صرف‌نظرکنند. بنابراین قراردادهای بین والدین در مورد حق حضانت در صورتی‌که بر خلاف غبطه و مصلحت طفل نباشد، معتبر و لازم‌الاجرا است، اما آنجا که قانون می‌گوید حضانت تکلیف ابوین است ، لذا پدر و مادر نمی‌توانند در آن واحد این حضانت را از خود ساقط و طفل را بی‌سرپرست رها کنند.
پس از جدایی والدین برای حضانت و نگهداری طفل که پدر و مادر او از یکدیگر جدا شده‌اند، مادر تا هفت سالگی (پسر یا دختر فرقی ندارد) اولویت دارد و پس از آن حضانت با پدر است. پس از این سن هم در صورتی‌که میان پدر و مادر درباره حضانت اختلاف باشد، حضانت طفل با رعایت مصلحت کودک و به تشخیص دادگاه است .
لازم به ذکر است که دختر تا سن نه سالگی و پسر تا سن پانزده سالگی در حضانت می باشند و پس از این انتخاب با خود کودک می باشد .
شایان ذکر است وکلای صرف ارائه خدمات حقوقی برای شما عزیزان ، حلاوت زیادی را در اخذ و احقاق حقوق شما کسب می کنند و پیروزی در هر پرونده ای ، افتخار و عزتی برای وکیل هست در صورتی که از حق او حمایت کرده و به سمت تحقق حقوق موکل گام بردارد . شایسته هست که وکلای مجرب ما در این امر خطیر ، امتحان لازمه خود را پس داده و سلامت عمل خود را در امور محوله نشان داده اند .

0 / 5. 0

مشاوره حقوقی آنلاین